الشيخ رسول جعفريان
48
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
اظهار نظر ، تسامح سلف را در نقلهاى تاريخى نشان مىدهد . طبرى كه بخش فراوانى از اخبار سيره و حتى بعد از آن را از آثار ابن اسحاق گرفته وى را ستايش كرده و موثق دانسته است . « 1 » در برابر ، ابن نديم كه گرايشهاى شيعى او كاملا روشن است ، به سختى به ابن اسحاق تاخته و اتهامات چندى از قبيل : تأثيرپذيرى او از يهود ، تضعيف او توسط اهل حديث ، « 2 » ساختن اشعار و قرار دادن آنها در سيره و حتى اتهام اخلاقى را به وى نسبت داده است . « 3 » زهرى كه از استادان ابن اسحاق است در ستايش او مىگفت : تا وقتى كه اين احول - يعنى ابن اسحاق - در اين ديار است ، دانش باقى است . « 4 » و شعبه مىگفت : اگر من قدرت داشتم ، ابن اسحاق را بر تمام محدثان حاكم مىكردم . « 5 » پيش از اين اشاره كرديم كه دانش مغازى در مدينه شكل گرفته است . بروكلمان نيز نوشته است كه كه احاديث ابن اسحاق همه به اهل مدينه برمىگردد . « 6 » البته ممكن است ابن اسحاق تنها از افرادى كه نام برديم نقل نكرده باشد بلكه از افراد ناشناخته عادى كه به دلايلى با حوادث زمان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم مرتبط بودهاند نقل كرده باشد ، اما او به هر حال ، اساس كارش نگرش خاصى است كه اين روايات را شكل داده است ؛ با توجه به اين كه معمولًا كار اين افراد نقل بدون نقادى و دست بردن در عبارت بوده اهميت نقش راويان اوليه بيشتر روشن مىشود . كافى است چند نمونه از اسناد ابن اسحاق را بياوريم : « حدثنى صالح بن كيسان عن عروة بن زبير عن عايشه » ؛ « حدثنى عاصم بن قتاده ، ذكر الزهرى عن عروة بن زبير عن عايشه » ؛ « حدثنى يحيى بن عروة بن زبير عن ابيه عروة » ؛ « حدثنى محمد بن عبد الله عن عامر بن زيد ، عن بعض اهله » ؛ « حدثنى نافع مولى عبد الله بن عمر عن ابن عمر » ؛ « حدثنى عبد الرحمن بن الحارث عن بعض آل عمر او بعض اهله » . ابن اسحاق مواردى اندك از امام باقر عليه السلام و يا از طريق زهرى از امام سجاد عليه السلام رواياتى آورده كه محدود است . معمر بن راشد ( م 154 ) نيز كه دستى در نگارش مغازى داشته ، بطور غالب از زهرى روايت مىكند . « 7 » « دورى » نيز ضمن تحقيقات خود دربارهء دانش تاريخى عرب ، به اين نتيجه رسيده كه زهرى پايه گذار مكتب مدينه بوده و موسى بن عقبه و
--> ( 1 ) . المنتخب من ذيل المذيل ، ص 654 ( 2 ) . نك : الكامل فى ضعفاء الرجال ، ج 6 ، ص 103 . دليل تضعيف مورخان از سوى اهل حديث همين است كه آنها پايبند به اصول آنها در نقل روايات نيستند و روش خاص خود را دارند . طبعا به دليل آن كه كار تاريخى مىكنند ، نمىتوانند چندان در چهارچوبهء اسناد صحيح باقى بمانند . ( 3 ) . الفهرست ، ص 102 ( 4 ) . الكامل فى ضعفاء الرجال ، ج 6 ، ص 105 ( 5 ) . الكامل فى ضعفاء الرجال ، ج 6 ، ص 107 ( 6 ) . تاريخ الادب العربى ، ج 3 ، ص 11 ( 7 ) . تاريخ التراث العربى ، التدوين التاريخى ، ص 92